صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
523
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
سرعت گرفتند و گفتند : « لبّيك ، لبّيك ! » « 1 » و هر كس كه مىرفت تا شترش را به طرف ما برگرداند و از دستش بر نمىآمد ؛ فورا لباس رزمش را به گردن خود مىافكند و شتر را رها مىكرد و با شمشير و سپر به دنبال صدا مىدويد . بدين ترتيب ، يكصد رزمنده پيرامون پيامبر گرد آمدند و پيكار را شروع كردند . فراخوان ، خطاب به مسلمانان گفت : اى گروه انصار ! اى گروه بنى حارث پسر خزرج [ پيامبر اينجاست ، بازگرديد . ] مسلمانان دسته دسته و پىدرپى بازآمدند و جمع شدند و هم چون اول ، صفآرايى نمودند و عليه دشمن جنگ سختى برپا كردند . در اين اثنا پيامبر ، به صحنهء نبرد - كه يكپارچه آتش گشته بود - نگاه كرد و گفت : « اكنون كورهء جنگ تابيدن گرفته است . » مشتى خاك از زمين برداشت و به طرف دشمن پرتاب نمود و گفت : « رويتان سياه بادا ! » چشمان فرد فرد دشمن ميدان جنگ از آن خاك مملو شد و توانشان به سستى گراييد و بختشان برگشت . ( 1 ) شكت كوبندهء نيروى دشمن چند ساعت پس از پاشيدن خاك ، دشمن - سخت - شكست خورد و تنها از طايفهء ثقيف هفتاد تن كشته شدند و مسلمانان اموال و ادوات جنگى آنان را به دست آوردند . اين دگرگونى سريع ، همان است كه قرآن به آن اشاره دارد : « . . . وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ . ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ . » « 2 » : [ . . . در روز حنين ؛ فراوانى جمعيّتتان ، شما را شاد و شگفت زده كرد ؛ ولى سودى به حال شما نداشت و زمين با همهء گستردگىاش بر شما تنگ آمد ، سپس در حالى كه پشت به دشمن كرده بوديد ، گريختيد . پس از آن ، خداوند آرامش خويش را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و
--> ( 1 ) - صحيح مسلم . ( 2 ) - توبه / 25 - 26 .